دخترك مو فرفري
گفتمش : دل میخری؟ گفتا چند؟ گفتمش دل مال تو تنها بخند! خنده کرد و دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستانش بر زمین افتاده بود جای پایش روی دل جا مانده بود !!! عید فطر مبارک حدودا یه ماهی بود که نبودم امروز اومدم به امید اینکه نظر هام زیاد شده اما افسوس که از ۱ دونه به ۸ تا تبدیل شده.واقعا که...........به هر حال از اون هایی که نظر دادن مرسیم. ای عشق مدد کن که به سامان برسیم چون مزرعه ی تشنه به باران برسیم یا من برسم به یار یا یار به من یا هر دو بمیریم و به پایان برسیم راستی این مدت که نبودم فهمیدم که: دختر برتر از پسر آمدپدید هوررررررررررررررا در ضمن حلول ماه رمضان رو به همه ی کسانی که تولدم رو جشن گرفتن تبریک می گم خوبین؟خوشین؟چه خبرا؟ بچه ها من یه مشکلی دارم اونم اینه که کامپیوترم به جز بلاگ خودم و بلاگ لحظه های زندگی هیچ بلاگ دیگه ای رو وا نمی کنه. در هر حال از همه ی کسانی که نظر دادن ممنونم مث: درساجون و اقا پزمان.شقایق جون.مینا جون و علی اقا و......... همه مي پرسند


![]()




كادو هاتو نو بيارين![]()
![]()

تـــــــــــــولدم مبــــــــــــــارك 
![]()
![]()

![]()
![]()

![]()
![]()
![]()

چیست در زمزمه مبهم آب
چیست در همهمه دلکش برگ
چیست در بازی آن ابر سپید
روی این آبی آرام بلند
که ترا می برد اینگونه به ژرفای خیال
چیست در خلوت خاموش کبوترها
چیست در کوشش بی حاصل موج
چیست در خنده جام
که تو چندین ساعت
مات و مبهوت به آن می نگری
نه به ابر
نه به آب
نه به برگ
نه به این آبی آرام بلند
نه به این خلوت خاموش کبوترها
نه به این آتش سوزنده که لغزیده به جام
من به این جمله نمی اندیشم
من مناجات درختان را هنگام سحر
رقص عطر گل یخ را با باد
نفس پاک شقایق را در سینه کوه
صحبت چلچله ها را با صبح
بغض پاینده هستی را در گندم زار
گردش رنگ و طراوت را در گونه گل
همه را می شنوم
می بینم
من به این جمله نمی اندیشم
به تو می اندیشم
ای سراپا همه خوبی
تک و تنها به تو می اندیشم
همه وقت
همه جا
من به هر حال که باشم به تو می اندیشم
تو بدان این را تنها تو بدان
تو بیا
تو بمان با من تنها تو بمان
جای مهتاب، به تاریکی شبها، تو بتاب
من فدای تو به جای همه گلها، تو بخند
اینک این من که به پای تو درافتاده ام باز
ریسمانی کن از آن موی دراز
تو بگیر
تو ببند
تو بخواه
پاسخ چلچله ها را تو بگو
قصه ابر، هوا را تو بخوان
تو بمان با من تنها، تو بمان
در دل ساغر هستی تو بجوش
من همین یک نفس از جرعه جانم باقی است
آخرین جرعه این جام تهی را تو بنوش




